یاسمینیاسمین، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 13 روز سن داره

یــــاسمیــن

یاسمین بانمکی

1392/11/2 18:54
نویسنده : مامان مژی
1,047 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عسلم،سلام قشنگم

خوشگل کیه مممممنن عسل کیه مممنن نازناز کیه ممنن هر وقت ازت می پرسم که خوشگل کیه محکم و بلند می گی من

عزیز دل مامان خیلی خانم شده دیگه داره 18 ماهش تمام می شه و 10 روز دیگه باید آخرین واکسن کودکیشو بزنه، الان ماشالله 300/12 وزن خانم خوشگلس و قدش هم 85 شده عسل مامان

حرف حرفم می زنه دیگه هرچی که ما بهش می گیم رو کاملا می فهمه و اجرا می کنه وقتی آب می خواد و خیلی هم دوست داره می گه آبه، موز دلش بخواد می گه مو، عمه گفتنش منو کشته عمه عمه ، وقتی می خواد بگه تلویزیون رو روشن کنید می گیه مامان نانا نانا وقتی هم بخواد تاپ بازی کنه می گه تاتا

مامان دیگه دیگه دورکاریش داره تمام می شه و باید دیگه هر روز بره سرکار، می خواستم کارم رو بزارم کنار ولی به آینده شما فکر کردم و دیدم این اصلاً به نفع خانواده نیست. من باید برم سرکار عزیزم . شما هم دیگه بزرگ شدی چند وقتی پیش مامان بهی می مونی وقتی 2سال و نیم شدی می ری مهد کودک و یه عالمه دوست پیدا می کنی عسلم.

کلی عکسای قشنگ ازت گرفتم:

تازگیا همش می پرسی این چیه این چیه

مامان این چیه این چیه

اینم کیف گرفتن آخه بچه جون نیم وجبی که گفته به تو اینجوری کیفو می گیرن

اینم که روز سالگرد ازدواجمون بود من کفش های عروسیمو آوردم بیرون که بپوشم وقتی برگشتم دیدم تلق تلق یاسمین خانم کفشا رو پوشیده اومده می گه مامان این چیه؟

یه کار دیگه هم بلده دحترم خودش می تونه کلاه سرش بزاره لباساشو سرش کنه

اتاقشو جارو بکشه

نمی دونم چرا هنوز هرچی که پیدا می کنه زود می زاری توی دهنت، کاغذی می خوری کاغذی می خوری!!!!

اینجا هم باهم رفتیم نمایشگاه اسباب بازی کودک و از اونجا برات بالا بالا گرفتیم

اینجا هم آماده شدی و می خوایم بریم شب چله خونه مامان بهی برای اولین بار بود موهای قشنگتو خرگوشی پیچیدم

اینجا هم که دیگه بدون شرحه

اینجا اتاق امیر مهدی و اینم ماشین شارژیشه تا می ریم اونجا بدو بدو می ری و سوار ماشین امیرمهدی میشی

ایشون امیرمهدی قشنگس که من خیلی خیلی دوسش دارم خیلی بامزه و بانمکه تو هم همینطور بهش می گی اٌمی . امیرمهدی هم منو خیلی دوست داره چون وقتی منو می بینه می پره تو بغلم عزیزم خیلی دوست دارم یاسمینو خیلی بیشتر

خوشگل

برات رنگ انگشتی گرفتم هر موقع می خوای بری حمام قبلش حسابی با اونا بازی می کنه و کل حمام رنگی می کنه بعد که حمام می کنی می یای و 2 ساعتی می خوابی عزیزم

ماه آبا 92 هفته ای دوبار می بردم مهدکودک خانه اردیبهشت و توی کارگاه های خلاقیت مادر و کودک شرکت می کردیم. فکر می کنم که خیلی دوست داشتی ولی چون هوا سرد شد و زمانی که این کلاس ها بود خیلی کم بود تصمیم گرفتم برای ادامه کلاسها بعد عید ثبت نام کنیم

اینجا خیلی مظلوم شدی عسلم چون بعدش نمی دونم چی شد یه دفعه بالا آوردی و تا دو روز مریض بودی حتی شبش بهت سرم وصل کردیم. خیلی عزیزی خوشگلم.

اینم آقا کوروش بامزه است، نمی دونم چرا اینقدر از تو می ترس فقط 1 ماه نیم فاصله سنی شماست، ولی اینجا تیپش خیلی بامزه بود منم ازش کلی عکس گرفتم بامزه

کوروشی بامزه شما را هم خیلی خیلی دوست دارم

این دوتا دخمل که خیلی خوشگل با مزه هستن دوقلوهای خاله مری هستن

عاشقشونم

ایشون مروا خانم هستن

ایشون هم آوا خانم هستن

ماشاالله دوست زیاد داری و اگه ما تصمیم بگیریم که برای شما خواهر یا برادری نیاریم شما اصلا احساس تنهایی نمی کنی

اینم بستنی خوردن خانم اختتامیه این پست

بوس بوس بوس عشقم

 

 

 

پسندها (1)

نظرات (0)